حسن سيد اشرفى

579

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

نحو وجوبى بوده باشد آن‌وقت اين قول مخصوص يعنى صيغهء امر از مصاديق و افراد لفظ امر مىباشد . 516 - مهمّ در معناى لفظ امر چيست و چرا ( و كيف كان . . . بلا قرينة ) ج : مىفرمايد : معناى اصطلاحى هرچه باشد اگر نقل اجماع ثابت شود كه نزاعى در معناى اصطلاحى نيست . زيرا اثرى بر معناى اصطلاحى نمىباشد ، بلكه مهمّ ، بيان معناى عرفى و لغوى امر مىباشد . چرا كه الفاظ وارده در لسان ادلّه بر معناى عرفى و لغوى حمل مىشود و در اينجا نيز بايد معناى عرفى و لغوى امر روشن شود تا وقتى لفظ امر در لسان دليل بدون قرينه وارد شد برآن معناى عرفى و لغوى حمل شود . 517 - معنا و موضوع له لغوى و عرفى امر چه مىباشد ؟ ( و قد استعمل . . . و السّنة ) ج : مىفرمايد : در كتاب ( قرآن ) و سنت ( اخبار ) كلمهء امر در معانى مختلفى كه قبلا نيز ذكر شده استعمال شده است . 518 - استعمال لفظ امر در معانى مختلف در كتاب و سنّت به چه نحو است ؟ ( و لا حجّة . . . و المجاز ) ج : مىفرمايد : اينكه استعمال لفظ امر در معانى متعدّده در كتاب و سنّت آيا به نحو اشتراك لفظى بوده كه براى هر معنايى جداگانه وضع شده و در هركدام حقيقت باشد يا به نحو اشتراك معنوى يعنى براى قدر جامعى وضع شده و هريك از اين معانى از مصاديق آن قدر جامع بوده يا براى يكى از اين معانى وضع شده و در آن حقيقت بوده و استعمالش در بقيّه به نحو مجاز بوده دليلى بر هيچ‌يك از اين اقوال وجود ندارد . 519 - بعضى براى ترجيح يكى از احوال اشتراك لفظى و معنوى و حقيقت و مجاز بر ديگرى وجوهى را ذكر كرده‌اند آيا از طريق اين وجوه يعنى اصول لفظيّه نمىتوان وضعيت موضوع له لفظ امر را مشخص كرد ؟ ( و ما ذكر . . . على التّرجيح به ) ج : مىفرمايد : وجوهى كه براى ترجيح تعارض اين احوال ذكر شده را اگر بپذيريم و